تبليغاتX
گل پــونـه ها
عید نوروز

ماهیها در عید نوروز می میرند.

جشن شروع سال جدید خورشیدی قطعاً لحظاتی شادی را برای ماهیهای قرمز به ارمغان نخواهد آورد.اسارت و مرگ تنها عیدی ما به ماهیهاست.حضور ماهیها در سفره سنگین زیباست T ماهیهای کوچک زیبا هستند و زیبایی میبخشند.اما جای آنها بر سفره هفت سین نیست. آنها حتی بخشی از سفره هفت سین نیز نیستند.حضور آنها بر میگردید به چند صد سال قبل و احتمالا از چین نیز وارد فرهنگ ما شدند.آنها عنصر اصلی سفره نوروز ما نیستند.صحبت از صد یا حتی هزاران ماهی نیست صحبت از میلیونها ماهی قرمز است. آنها فدای لذت چند روزه ما در دیدارشان در تنگ میشوند.آنها فدای فرهنگی میشوند که از آن ما نیست.کاش میشد ماهیها را نیز در شادیمان و در جشن نوروز همراه کنیم.

------------------------------------------------------------------------------------------------------

آیا عید نوروز ریشه دینی دارد؟

پاسخ: در برخی روایات،امامان«علیهم السلام» از عید نوروز یاد کرده و از آن تجلیل کرده .مثلا در روایتی از حضرت امام جعفر صادق«علیه السلام» نقل شده که می فرماید: «نوروز، روزی است که پروردگار از بندگان پیمان گرفته است او را عبادت کنند و بدو شرک نورزند و به فرستادگانش و امامان«علیهم السلام» ایمان آورند. نوروز، روزی است که خورشید در آن طلوع کرده و هیچ نوروزی نیست مگر این که ما در آن روز در انتظار از میان رفتن سختی هاییم؛ زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.»(1) در روایتی دیگر از معصوم«علیه السلام» وارد است: «چون نوروز فرا می رسد، غسل کنید، لباس پاکیزه بپوشید، خود را معطّر سازید و در آن روز، روزه گیرید.»(2)
در برابر این روایات، روایتی دیگر منسوب به حضرت امام موسی بن جعفر«علیه السلام» است که در پاسخ درخواست منصور(عبّاسی) مبنی بر اینکه آن حضرت هنگام عید نوروز در جایی بنشیند و به دیگران تبریک و تهنیّت گوید، می فرماید: «در اخبار جَدّم‏[رسول اللَّه‏صلی الله علیه وآله‏] خبری از این روز[نوروز] نیافتم.»(3) مرحوم مجلسی پس از ذکر این روایت، می گوید: «ممکن است بتوانیم این خبر را حمل بر تقیّه کنیم.»
البته اگر بتوانیم در این روز کارهایی مانند صله ارحام و دید و بازدید از خویشاوندان،عیادت از بیماران ، زیارت اهل قبور ، دستگیری از مستمندان و... داشته باشیم ، مطمئنا اعمال ما در این روزها مورد تأیید ، بلکه تشویق دین اسلام است و می تواند برای ما عید باشد.
از طرف دیگر نیز بنابر فرمایش حضرت علی«علیه السلام» : «هر روزی که در آن، نافرمانی خدا نشود، عید است.»(4) چنانچه در نوروز از گناه و کارهای خلاف دوری کرده و به کارهایی مشغول شویم که ما را به خدا نزدیک کند ، برای ما عید واقعی خواهد بود.
عبادت خداوند ، قرائت قرآن و پاکی و نظافت خانه و نیز لباس نو بر تن کردن - نه تحمّل گرایی و فخر فروشی کردن - و همچنین روزه داشتن و به دیدار دوستان و خویشان رفتن، بسیار پسندیده و ارزشمند است. ولی اعتقاد به نامیمونی روز سیزدهم فروردین و واجب بودن سفره هفت سین و برگزاری مراسم چهارشنبه سوری، چون علّت عقلانی و شرعی ندارد، محکوم و مطرود است.

----------------------------------------------------------------------------------------------

جغرافیای جشن نوروز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

جشن ایرانی نوروز امروزه در کشورهای گوناگون به عنوان جشن رسمی برگزار می شود.

در برخی دیگر کشورها، نوروز با وجود رسمی نبودن هر ساله شمار فراوانی از مردم آن ها اقدام به برگزاری این جشن ایرانی می کنند. همانند سوریه که جشن نوروز نزد کرد های ساکن سوریه از اعتبار و احترام ویژه ای برخوردار است.

فهرست مندرجات

[نمایش داده شود]

 نوروز در تاجیکستان

جشن نوروز برای مردم تاجیکستان بویژه بدخشانیان تاجیکستان جشن ملی نیاکان است و از آن به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات یاد می‌کنند و به نام خیدیر ایام یعنی جشن بزرگ معروف است. مردم تاجیکستان به ویژه بدخشانیان تاجیک در ایام عید نوروز خانه را پاک کرده و به اصطلاح خانه تکانی می‌کنند، همچنین ظروف خانه را کاملا" شسته و تمیز می‌کنند تا گردی از سال کهنه باقی نماند و برابر رسم دیرینه نوروز قبل از شروع عید نوروز بانوی خانه وقتی که خورشید به اندازه یک سر نیزه بالا آمد دو جارو را که سرخ رنگ است و در فصل پاییز از کوه جمع آوری کرده‌اند و تا جشن نوروز نگاه داشته‌اند در جلوی خانه راست می‌‌گذارند. چون رنگ سرخ برای این مردم رمز نیکی و پیروزی و برکت است. پس از طلوع کامل خورشید هر خانواده‌ای می‌‌کوشد هر چه زودتر وسایل خانه را به بیرون آورده و یک پارچه قرمز را بالای سردر ورودی خانه بیاویزد که این معنی همان رمز نیکی و خوشی ایام سال را در داخل خانه مرتب چیده و با باز کردن در و پنجره به نوعی هوای نوروزی و بهاری را که معتقدند حامل برکت و شادی است وارد خانه نماید.

در این سرزمین پختن شیرینی ویژه و غذاهای متنوع جزء رسم و رسوم این ایام است، همچنین برگزاری مسابقاتی از قبیل، تاب بازی، تخم مرغ بازی، کبک جنگی، خروس جنگی، بزکشی، کشتی محلی نیز در این ایام به شادی آن می‌‌افزاید و یکی از غذاهای معروف این ایام باج نام دارد در این غذا کله پاچه گوسفند را با گندم پخته و دیگران را با آن مهمان می‌کنند.

 چند عکس از مراسم

 نوروز در افغانستان

نوروز در افغانستان یا به عبارتی در بلخ و مرکز آن مزار شریف هنوز به همان فر و شکوه پیشین برکزار می‌شود. در روزهای اول سال همه دشت‌های بلخ ودیوار و پشت بام‌های گلی آن پر از گل سرخ می‌شود گویی بلخ سبدی از گل سرخ است یا به عبارتی مانند اجاق بزرگی که در آن لاله می‌‌سوزد این گل فقط در بلخ به وفور و کثرت می‌‌روید و از این رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به یک معنی به کار می‌رود. در اولین روز عید نوروز علم امام علی با مراسم خاص و با شکوهی در صبح آن روز برافراشته می‌شود. با افراشته شدن آن جشن نوروز نیز رسما" آغاز می‌شود و تا چهل شبانه روز ادامه می‌‌یابد و در این چهل شبانه روز حاجتمندان و بیماران برای شفا در پای این علم مقدس به چله می‌‌نشینند. گفته شده بسیاری از بیماران لاعلاج در زیر همین علم شفا یافته اند. مردم این سرزمین بر این باورند که اگر بر افراشته شدن علم به آرامی و بدون لرزش و توقف از زمین بلند شود سالی که در پیش است نیکو و میمون است. از آیین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ می‌توان به شستشوی فرش‌های خانه و زدودن گرد و غبار پیش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبیل بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود. نوروز در ترکیه عثمانیان یا مردم ترکیه امروز عید نوروز را به عنوان یکی از معدود ایام جشن می‌‌گرفتند. در این روز حکیم باشی معجون مخصوصی که (نوروزیه) نامیده می‌‌شد جهت پادشاهان و درباریان تهیه می‌‌نمود که گفته شده است این معجون از چهل نوع ماده مخصوص تهیه می‌‌شده است که شفابخش بسیاری از بیماری‌ها و دردها بوده و باعث افزایش قدرت بدنی می‌‌شده است. مردم این سرزمین نوروز را آغاز بهار طبیعت و شروع تجدید حیات و طراوت در جهان و برخی روز مقدس در مقابل شب قدر و شب برائت و برخی عامل اتحاد و همبستگی و حتی آن را زادروز امام علی و تعیین ایشان به خلافت و سالروز ازدواج ایشان با فاطمه دانسته اند.

 نوروز در مناطق کردنشین عراق و ترکیه

نوروز تا نخستین سال‌های تشکیل جمهوری ترکیه در میان ترکان ترکیه پایدار ماند و سپس رفته رفته اهمیت پیشین خود را از دست داد و تنها در مناطق کردنشین و در پاره‌ای از مناطق شمال رسم وآیین نوروز موجودیت خود را حفظ کرده است.

کردهای ترکیه سال‌ها برای به رسمیت شناخته شدن نوروز در این کشور تلاش کردند. اکنون نوروز در ترکیه تعطیل رسمی به‌شمار می‌رود.


|+| نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 19:11 توسط پریسا |



ترانه ي آغاز




در من هزار حرف نگفته
هزار درد نهفته
 هزاران هزار دريا هر لحظه در تپيدن و طغيانند
در من هزار آهوي تشنه
در خشكسال دشت پريشانند
در من پرندگان مهاجر
ترانه هاي سفر را
 در باغ هاي سوخته مي خوانند
با من كه در بهار خزانم قصه هاي فراواني ست
با من كه زخم هاي فراواني
بر گرده ام به طعنه دهان باز كرده اند
هر قصه يك ترانه
هر ترانه خاطره اي ديگر
هر عشق يك ترانه ي بيدار است
در خامشي حضورم ، حرف مرا بفهم
تا درد مشترك
زبان مشتركمان باشد
حرف مرا بفهم و مرابشنو
اين من نه ،‌ آن من ديگر
آنكس كه پنجره ي چشم هاي من او را
 كهنه ترين قاب است
از پشت پنجره ي زندان
حرف مرا بفهم
كه فرياد تمامي زندانيان
در تمامي اعصار است
در گير و دار قتل عام كبوترها
در سوگ شاخه هاي تكه تكه ي زيتون
وقتي كه از دل جوان ترين جوانه هاي عاشق باغ ماه
بر مسلخ هميشگي انسان
در لحظه ي شكفتن فرياد
باران سرخي از ستاره سرازير است
آن سان كه هر ستاره دليل شرمساري خورشيد هاي بسياري
از برآمدنشان است
تو گريه مي كني
از عمق آشناي جنگل چشمانت
از عمق جنگلي كه در آن پاييز ، در غروب به بغض نشسته
باران بي دريغ اشك تو مي بارد
تا عطر خيس جنگل پاييز
در من هواي گريه برانگيزد
آنگاه از چشم ذهن من
شعري بسان گريه فرو ريزد
من شعر مي نويسم
 تو با ترانه هاي عاشق من ، عاشق
تو با ترانه هاي تشنه ي من دريا
بر پنج خط ساز سفر ،‌ زخمه مي شوي
تو گريه مي كني
تو لحظه هاي شعر مرا ،‌ در خويش تجربه كرده
يعني مرا در بدترين و بهترين دقايق بودن تكرار مي كني
يا با ترانه هاي من بر لب
به رويا رويي جلادان به مسلخ خويش مي شتابي
يعني كه با مني
ديروز
امروز
تا هنوز و هميشه
آيا زبان متشرك اين نيست ؟
آن زبان تازه كه مي گفتم ؟
آيا زبان مشترك اين نيست ؟

 

|+| نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 ساعت 4:28 توسط پریسا |



سخنان کوتاه

 
چقدر دير فهميديم كه زندگي همان روزهايي بود كه ما زود گذشتنش را آرزو مي كرديم

 


    درد من حصار برکه نيست
    درد من زيستن با ماهياني است که فکر دريا به ذهنشان خطور نکرده است

 


  غروب را دوست بدار، نه بخاطر آنکه پايان جاده است،

   بخاطر اينکه حاصل تجربه عمر يک روز است و شايد پلي باشد براي روزي بهتر
 

     هميشه زمان حال را خوب صرف کن تا در آينده حسرت گذشته را نخوري

 


  هيچ كس نگفته كه زندگي كار سادهاي است.

  گاهي بسيار غير عادلانه به نظر مي رسد.

  اما زندگي با تمام فراز و نشيبهايش ما را قوي تر و نيرومندتر مي سازد.

  ولي با اين وجود ما در همان موقع اين را تشخيص نمي دهيم.


  وقتي هستي نيستم , وقتي نيستي هستم , وقتي هستم نيستي, وقتي نيستم هستي

  اي همه ي نيست شده ي هستي من, هستي من نيست مي شود وقتي تو نيستي


 

|+| نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت 2:43 توسط پریسا |



غروب
        

گوش کن صدايم را،اي غروب دلتنگي

يک تپش محبت باش، اي دل،اي دل سنگي

تو چه هستي آه اي دل،آتش گناه اي دل

گاه قطرهاي لبخند،گاه،نوح دلتنگي

روزي آتش و کينه، روزي آب و آينه

گاه رومي رومي،گاه زنگي زنگي

من پرندهاي آبي،با دو چشم مهتابي

  تو قفس قفس خوبي،چشمه چشمه يکرنگي          چيست اشکهاي من،چيست اشکهاي تو

  صوفيان وارسته،مانيان ارژنگي                          تو غزل غزل پيشه،راز جنگل و بيشه

  من غزل غزل گريه ،غنچه غنچه دلتنگي                 ما ميان دلهامان،با غزل پلي بستيم

  از صداقت و رويا،تا شکوهي بيرنگي                    امتداد خاموشي!جاده فراموشي

  مانده از تو سوسويي،در هزار فرسنگي                 از همه گسستي تو،بيصدا نشستي تو

|+| نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385 ساعت 3:38 توسط پریسا |