
هیچ کس نجات نمیدهدت مگر
خودت
تو را بارها و بارها قرار می دهند
در شرایط غیر ممکن
کوشش میکنند دوباره و دوباره
با بهانه و ماسک
مجبورت کنند
که وا بدهی، ترک کنی و/ یا بمیری درسکوت
در درون.
هیچ کس نجات نمیدهدت مگر
خودت
خیلی راحت است شکست خوردن
خیلی خیلی ساده
اما نه، نه، نه.
مواظبشان باش
گوش بده به آنها.
می خواهی همانی باشی که میخواهند باشی؟
یک بی چهره، بی فکر، بی قلب
باشی؟
میخواهی تجربه کنی
مرگ را پیش از مرگ؟
هیچ کس نمیتواند نجاتت دهد مگر
خودت
و تو ارزش نجات دادن داری.
جنگی است که بردش آسان نیست
اما اگر چیزی ارزش برد داشته باشد
همین است.
فکر کن در بارهش
فکر کن در باره نجات وجودت
روح وجودت
شهامت وجودت
وجود معجزهگر آوازه خوانت و
وجود زیبایت
نجاتش بده.
ملحق نشو به مرگ- در- روح
وجوت را نگه دار
با طنز و فریبندگی
و نهایتاٌ
اگر لازم شد
تکان بده زندگیات را در تلاش،
لعنت به نخالهها، لعنت به
ارزش.
تنها تو میتوانی نجات بدهی
وجودت را.
این کار را بکن. بکن.
بعد دقیقاٌ خواهی دانست
در باره چه صحبت میکنم.

سالی که گذشت
برای هر کس یک جور بود
شایع شد مردی از انسانهای نخستین
رئیس جمهور شد
گل یاس با گلبرگهایش
برای کسی تجارت کرد
سالی که گذشت برای شخصی
سال جدایی بود
کودکی زیر آوار مشقهای مدرسه پنهان شد
دوستی خود خواه شد
آن یکی سال ترس ش بود
پرواز برای مدتی غیر ممکن به نظر می رسید
سالی که گذشت
مردی از نسل نمیدانم کجا
به خواستگاری آمد
ولی شخصیتش سخت بود!
سالی که گذشت سال سرمایه گذاری بود
یکنفر لجنزار را به چوب حراج زده بود
نمیدانم جایزه هم میدادند
تا جایی که یادم هست
به محبت جایزه بهترین دروغ سال اهدا شد
صداقت را نادر ترین صفت سال نامیدند
انسانیت را ساده لوحی دانستند
دو روئی را ترویج دادند
هر چه بود یک سال بود
...
خدا کند امسال همه چیز به روال عادی برگردد
خدا کند چنگیز تازه ای از راه نرسد
خدا کند کسوف دائمی نشود
خدا کند ما را به سیاره ای دورتر نفرستند
میگویند "زمین هنوز بر شاخ گاو می چرخد"
پس من هم با خودم عهد کردم تا تحویل سال بعدی یک نفس بدوم
در خواب و بیداری یک لحظه نایستم
به پشت سر نگاه نیاندازم
جایزه ها را امسال درست بدهند
به اینه نگاه می کنم
چقدر خسته ام!


